تبليغاتX
تو همونی که میخواستم - از طلوع عشق تا غروب سرنوشت دوستت دارمو باهاتم سانازم...
عشق بی ریا

سلام به همراهان همیشگی و دوستای خوب عشقم (ساناز) اول از همه یه معذرت خواهی  به کسای که تو پست قبلی نظر دادن ولی پیششون نرفتم به بزرگی خودتون ببخشید  اخه گفتم تا اون موقعه دیگه خود عشقم میاد ولی مثل اینکه خدا اینجوری نخواست ... خوب بگذریم ،

دلم واسه عشقم یه ذره شده بود گفتم بیام تو وب خودش یه اپ کوچولو کنم،البته ساناز نفسم خودش بهم اجازه داده،گذشته از اونم وب عشقمه

 

 

عشوه کن، نازنما، لب بگشا

              جان ،من عاشق گفتار تــــــوأم

 

با وصالت ز دلم عقده گشا

             جلوه ای کن که گرفتار تــــــوأم

 

عاشقی سر به گریبانم من

              مستم و مرده دیدار تـــــــــوأم

 

+ نوشته شده در  نوزدهم مهر 1386ساعت 7:58  توسط ××× ساناز ×××  |